تبلیغات
|مطالب جالب|مطالب جالب برای فیس بوک|از من تا تو - طنز جالب و مفهومی!!!

|مطالب جالب|مطالب جالب برای فیس بوک|از من تا تو

بـــاران بـاشو بـبارو نپرس پیاله های خالی از آن کیـست!فقط بـبار!


http://s1.picofile.com/file/7709365806/18303335163376702262.jpg


یه بنده خدایی نشسته بود، داشت فوتبال تماشا که یهو فرشته مرگ اومد پیشش

فرشته مرگ گفت: الان نوبت توعه که ببرمت...

بنده خدا با حالتی آشفته گفت: داداش! اگه راه داره بی خیال ما شو، بذار برا آینده

فرشته مرگ گفت: نه، به هیچ عنوان راه نداره. همه چیز طبق برنامه‌ست.

طبق لیستی که به من دادن، الان نوبت شماست.

بنده خدا گفت: حداقل بذار یه شربت برات بیارم خستگیت در بره، بعد من رو قبض روح کن.

فرشته مرگ گفت باشه و بنده خدا رفت تا شربت بیاره...

توی شربت چند تا قرص خواب آور انداخت...

فرشته مرگ وقتی شربتو خورد، به خواب عمیقی فرو رفت...

بنده خدا هم از فرصت استفاده کرد و لیست رو برداشت، اسمش رو

پاک کرد و به آخر لیست اضافه کرد و منتظر شد تا فرشته مرگ بیدار شه...

فرشته مرگ وقتی بیدار شد گفت: دمت گرم داداش! حسابی حال دادی، خستگیم در رفت...

به خاطر این لطفتت منم فعلا بی خیالت میشم و میرم از آخر لیست شروع میکنم.


[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 14:23 ] [ امید ]

[ نظراتــــ !!!() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه